داستان سکسی اشتباه همسرم از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی اشتباه همسرم


سلام اولش این داستان واقعی نیست و ایراد هم زیاد داره ولی اولین قلم منه.


یادم نمیاد موضوع از کجا شروع شد.
همسرم از طریق اینستا یکی از دوستای دانشگاهش رو پیدا کرد که تو کار فروش لباس خواب و زیر زنانه بود. و از دوستش یکی خرید ولی خوب چون همیشه پرداخت هاشو من میزنم از من خواست تا برای دوستش پرداخت بزنم منم. نمیدونستم اصلا برای چی هست و چی نسیت.
اما بعد از تاخیر تو ارسال کالا شاکی شده بود و شروع کرد ازش حرف زدن وقتی ازش پرسیدم شب چی شده. گفت یه لباس خریدم ولی هنوز ارسال نشده. منم گفت حالا فدای سر مهم نیست.
وقتی کالا رسید دستش شب با خوشحالی که منو سوپرایز کنه پوشیده بودش که منم حشرم زد بالا و اینجاش اصلا به شما ها ربطی نداره.
ولی یهوی متوجه پارگی شدم توش و بهش گفتم ناراحت شد خیلی و گفت از دوستم گرفتم چرا اینجوری شده و باهاش حرف میزنم.
وقتی صحبت کرد دوستش گفت برام پس بفرست درستش میکنم.
اونم بسته بندی کرد و گفت می فرستم براش. تا اینجا به من ارتباطی پیدا نمیکرد. تا یه روز اومدم و دیدم نفرستاده گفتم چرا نفرستادی گفت دوستش گفته خودت اسنپ بگیر منم حالش رو ندارم اعصابش رو هم ندارم. تو میکنی برام گفتم باشه ولی من باید برم سر کار از اونجا میزنم اوکیه؟؟؟
گفت باشه.
منم برداشتم بسته رو رفتم سر کار وقتی رسیدم یکی از بچه ها گفت امشب نوبت تو نبوده و قرار بود کس دیگی واسته کشیک منم گفت اوکی. اومدم تو ماشین و بعد با خودم فکر کردم چطوره شیطنتی کنم ببینم زنم با چه چور آدمای دوست بوده. اینه که خودم بسته رو بجای اسنپ بردم نزدیک در خونه که رسیدم شماره رو گرفتم و گفتم بسته آوردم براتون. دوستش گفت چند دقیقه صبر کنید میام پایین.
در رو که باز کرد یه دختر مو بلوند با چشم های آبی و پوست سفید با تی شرت قرمز و شلوار جینی که پاچه هاش بخار قد بلندش تا وستای ساق پاش بود جلو سبز شد. منم بسته رو دادم تشکر کرد و رفت تو منم اومد خونه به خانومم گفتم امشب نوبته من نبود گویا.
شب تو تخت همش تو فکر دوستش بود. دیگه خیلی حشری شده بودم نصف شب که خواب بود رفتم تو دست شوی و جلق زدم. اما هفته ها بعد از این همه جلق فهمیدم طاقتش رو ندارم و باید دوستش رو بکنم شاید آروم شم.
یه روز که همسرم حمام بود رفتم سراغ گوشیش و شماره تماس دوستش که تو واز آپ با هم چط کرده بودن و ایدی پیج انستای دوستش رو در آوردم. در حال گشتن دیدم که عکس از طرف دوستش براش ارسال شده که عکس همون لباس خوابه بود ولی چون دوستش رو دیده بودم می خورد خودش پوشیده باشه. بدن سفید و قشنگ دختره اسمش هم معلوم شده بود یا همسرم با این اسم سیو کرده بود . مهسا
آتیش درونم شعله کشید و یه جلق دیگم با عکسش زدم و عکس بوسیدم و گفتم بوسه بعدی رو تخته و کیرم تو کس سفیدت.
حالا باید یجوری مخ رو میزدم.
رفتم یه ایدی اینستا فیک ساختم و چندتا عکس و بعد فالوش کردم تایید که کرد رفتم تو پیش تازه فهمیدم چرا تنش کرده بود و برای خانومم فرستاده بود. چون عکس لباس زیرا و خواب ها همینجوری بدون مدل رو تختی جای عکس گرفته بود و تو پیجش بود
رفتم یه گوشی ارزون جور کردم از بچه ها دسته دو با یه سیم ایرانسل یه عکس طبیعت که می خوره مال دخترا باشه با یه اسم الکی المیرا واز اپ ساختم.
یه شیفت شب. ماجرا شروع شد.
یکی از لباس زیرا که خیلی سکسی بود ولی در عین حال احتمال داشت پارگی داشته باشه رو. تو پیج زدم و گفتم می خوام. جواب اومد موجود داریم. تو دایرکت اینستا گفتم فقط تن خورش رو نمیدونم گفت اینا به سایزی اسمال و مدیوم و لارج داره این حرفا.
منم گفتم مدیوم میخوام. ولی تن خورش رو ندیدم کاش پیجتون مدلی چیزی داشت میشد فهمید. طرف چون شک داشت موضوع راست باشه گفت اول پرداخت بزن بعد تن خورش رو نشون میدم بهت. گفتم مگه عکس مدلی داره گفت بله ولی برای ناشناس نمی فرستیم گفتم باشه شماره کارت بدیدن اونم فرستاد. منم چون موضوع لو نره به یکی از همکارام گفتم برای یه بنده خدای کمک مالی میزنم میشه برای این کارت بکارت کنی من بهت دستی بدم اونم بی خبر این کار رو کرد.
براش فرستادم اونم لباس رو پوشید برای من فرستاد عکسش رو. منم گفتم نه از این خوشم نیومد. اونم چند مدل دیگه رو پوشید و فرستاد منم کلی کیف کرده بودم برای خودم گفتم خوب یکی رو انتخاب کردم برام بفرسته گفت آدرس منم آدرس محل کار رو دادم با پلاک اشتباه اونم وقتی با اسنپ فرستاد اسنپی زنگ زد من رفتم گرفتم. و بلا فاصله یکم نقش رو شکفتم تا درز بیوفته بی معطلی برای عکس گرفتم فرستادم گفتم این که خرابه.
کلی معذرت خواهی کرد و گفت مرجوع کنید تعویض میکنم منم گفتم باشه با اسنپ می فرستم کی منزل هستین.
اونم گفت واقعیتش الان با خانواده بیرونم بهتون میگم کی بفرستید.
من : به سلامتی شغل همسرتون چیه
مهسا : هنوز ازدواج نکردم من 🙂
من کلی خوشحال شدم و نوشتم : اونم به زودی به امید خدا.
من دوباره: تو منزل کار میکنید؟؟؟؟
اون :نه یه مزون دارم
من : ببخشید فزولی میکنم هی
مهسا : خواهش میکنم.
من که حدس زدم چون بیرونه گفته نفرست یعنی تنها کار میکنه. سوال خوبی پرسیدم.
من: خوب می خوای با همکاراتون هماهنگ کنید بفرستم.
مهسا : نه هنوز درآمدم اونقدری نشده که بخواب همکار بیارم.
من به امید خدا میشه.
فردای اون روز در کمال ناباوری شما و خودم با اسنپ براش لباس رو فرستادم.
چند ماه بعد که تو تبش می سوختم از گوشی خودم پیام زدم بهش.
سلام خانوم من همسر خانوم فلانی دوست شما هستیم خوام همسرم رو با کالا های لاکچری سوپرایز کنم شما چیزی موجود دارین؟؟؟؟؟؟
مهسا : سلام وقت بخیر خواهش میکنم ولی من با آقایون کار نمیکنم ببخشید.
من : ببخشید فکر کردم برای خوشحال کردن همسرم از دوستش کمک بگیرم ببخشید پس فقط لطفا به همسرم چیزی نگید.
مهسا باشه.
عکس پروفایلم رفتم با ماشین دوستم که بنز داشت یه عکس گذاشتم. گفتم شاید دید.
بعد عکس رو با بنده چند روز یک بار تغییر دادم.
اواسط هفته دوم.
مهسا: سلام ببخشید به سوال داشتم؟
من : سلام حال شما‌ بفرمایید.
مهسا: شما لباسی که برای همسرتون فرستادم رو خودتون بجای اسنپ آوردین؟؟
من: بله. ببخشید ناراحتتون کردم مگه ؟؟؟؟
مهسا: نه فقط همسرتون گفت اسنپ میاره من انتظار نداشتم شما بیارین.
من که حدس زدم بخاطر لباسش خجالت کشید گفتم : اگر ناراحت شدین ببخشید فقط همسرم نمیدونه لطفا بهش نگید.
مهسا: خوب چرا آخه؟؟؟؟
من: برداشت بد شاید بکنه ببخشیدا
مهسا: باشه
فرداش
مهسا : راستی تونستید کاری برای سوپرایزه بکنید.
من: نه
مهسا : می خواید من چندتا نمونه کار رو براتون بفرستم.
من: اگر بشه که خیلی خوبه
اونم چندتا فرستاد.
منم که حدس میزدن اونم حشری شده گفتم : کاش میشد عکس با مدلش رو ببینم.
مهسا : حتما
عکسای خودش رو فرستاد با لباسا.
من یه مدل خیلی سکسی رو پسندیدم گفتم این خوبه.
مهسا براتون بفرستم.
من : واقعیتش نمی خوام تا بدم بفهمه چطوره خودم بیام ازتون بگیرم اگر جلو همکاراتون زشت نیست.
مهسا من تنها کر میکنم و در کمال نا باوری من گفت مشکلی نیست آدرس رو می فرستم.
من: خودم دارم تا نیم ساعت دیگه اونجام‌.
دم در قبل اینکه زنگ بزنم گفتم : راستی جسارته مدل لباسا خودتون بودین؟؟؟؟
جوابی نداد.
زنگ زدم
صداش میلرزید گفت شما رسیدین.
من: بله دم درم بیام تو یا شما میاد پایین.
مهسا با همون صدای لرزون شما بیایید من دارم تلفن صحبت میکنم با یکی از مشتریام.
من خوشحال از اینه دیگه کردمش.
در ماشین رو بستم رفتم تو.
در که باز شد مهسا با همون لباس زیر سکسی وایسا بود داخل ساختمون .
رفتم تو محکم براش کردم شروع کردم به خوردن کردنش و لباش و بعد کمی دلا شدم و شرو کردم به بوسیدن و لیسیدن و خوردن شکمش یهو زانو زدم و اول رونش رو گاز گرفتن و بعد کسش رو گاز گرفتم یهوی از شروتش رو زدم کنار کسش مثل کلوچه بود‌ صورتی ناز. شروع کردم به لیس زدن و گاز گرفتن و خوردن اونم جیغ میزد. شورتش رو کشیدم پایین همینجوری لیس میزدم.
در همون حال شلوار خودم رو شل کردم و تو بلند شدن درش آوردم چسبوندم به دیوار و یه پای راستش رو گرفتم و کمی بلندش کردم و کیرم رو کشیدم لای کلوچه کسش و سوراخش رو که پیدا کردم حل دادم کیرم رو تو. چقدر خیس و گرم و نرم بود. اون یه آهی از ته دل کشید و منم داشتم مزدم دست انداختم و سینه های سایر ۷۰ ش رو از زیر سوتین در آوردم و د بخورشش .
جیغش داشت هی بلند تر میشد.
کیر رو در آوردم و چرخوندمش دوباره حال که پشتش بهم بود زدم تو کسش جیغ کشید گفتم چیه مهسا دوست داری . گفت آره ولی کاش اسم کوچیکت رو میدونستم. من داد زدم احمد. اونم جیغ زد احمد آروم تر اون میگفت آروم تر من محکم تر میکردم جیغش ممتد شده بود دید سینه هاش رو با دستام فشار میدادم اونم جیغ میزد یهوی بدنش شروع کرد به لرزیدن. فهمیدم ارضا شده ولی من ول کن نبودم که چهار دستو پاش کردم و داگی استایل رو رفتم تو کس نرمش که حالا میشد انقباض هاش رو حس کرد خیلی خیس شده بود. فریاد می‌زد ول نکنی جیش میکنم. آخی نمی دونست داره ارضا میشه حسابی و اونم جیش نیست.منم با تمام وجود میکردم یهوی آبش تما کیرم رو گرفت کشیدم بیرو پاشید بیرون . میلزید و جیغ میزد رو زمین افتاده بود منم شروع کردم بوس کردن و خوردن اندامش و شکمش و سینش اون جیغ میزد می خواست در بره ولی نمیتونست .چرخوندم رو کمرش افتادم رو شکمش راه سوراخش رو پیدا کردم اون تلاش می‌کرد در بره ولی من رو شکمش بودم و پای راستش رو گفته بودم بالا کسش خیلی بی پناه بود و در اختیار من.
محکم با همی قدرتم کیرم رو یهوی کوبیدم ته کسش . وای چه جیغ نازی زد. نمی دونم چند بار ولی هی کیرم رو در می آوردم و دوباره می کوبیدم جیغش در میومد بلند و بلند تر هر بار.
جیغ زد احمد میمیرم بخدا میمیرم بسه.
منم شروع کردم تند کردن .
و با انگشتام کسش رو میمالیدم چشمای آبی نازش رو دیگه نمی تونست ببنده و تو سقف خیره شده بود گاهی خیره به من بود دوباره ارضا شد اینبار منم. ولی تمای آبم رو با فشار گیرم تو ته کسش خالی کردم. آروم افتادم روش و اون گریه میگرد و جیغ میزد لعنتی کشدی منو. لعنتی چه سکسی داری و از این حرفا.
.
‌.
در باز شد و همسرم تو چهار چوب در بود. فریاد می‌زد تو با دوست من چیکار داری که ازش خواستی بهت لباس زیر بفروشه و بهش میگی عکس بده و میگی مدلش خودتی.
من در حال فرار کردن به سمت پایین پله ها فهمیدم همه اونا تو ذهنم گذشته و عجب اشتباهی کردم و حالا حتما زندگی آرومم از هم می پاشه.


نوشته: وجدان

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی همسر, مرد متاهل از سایت سکسی خفن ایران 69