داستان سکسی اسپنک و ديپ تروت (۴) از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی اسپنک و ديپ تروت (۴)


با دامیننت قبلی قطع ارتباط کرده بودم. چند هفته گذشت تا دوباره برگشتم به تیندر. این دفعه یه پروفایل خیلی خاص دیدم: پسر نظامی، قد ۱۹۴ و بدن ورزیده پر از تتو. توی پروفایلش نوشته بود که دامیننته. بهم پیام داد و گفت فردا همدیگرو ببینیم. با هم درباره لیمیت ها، سیف ورد و باقی چیزا حرف زدیم. گفت فتیش مورد علاقش چوکینگ یا خفه کردنه. من عاشق اینم که موقع سکس گردنم رو فشار بدن یا راه تنفسم رو ببندن. ساعت ۱ بعد از ظهر رسید. کتش رو از تنش در آوردم و آویزون جالباسی کردم. به زمین اشاره کرد، که یعنی زانو بزن. جلوش زانو زدم. شروع کرد به نوازش کردن صورتم. حس خوبی داشت. کم کم داشتم آروم می شدم که اولین ضربه رو زد به گونه هام. صورتم رو محکم فشار داد و انگشت شستش رو به زور داخل دهنم کرد. موهام رو از پشت سرم گرفت و بلندم کرد. آروم در گوشم گفت لخت شو. پیراهنم رو در آوردم. فقط لباس زیر داشتم. موهام رو محکمتر کشید و گفت این اسمش لخت نیست. درش بیار. لباس زیرم رو هم در آوردم. دوباره به زمین اشاره کرد. زانو زدم. گفت الان وقت بازیمون شروع شده. از الان من دستور میدم و تو گوش میکنی. فهمیدی؟ سرم رو به علامت بله تکون دادم. محکم زد توی صورتم. گفت صداتو نشنیدم. بلند گفتم بله. ضربه بعدی روی گونه‌ام نشست. سریع گفتم بله ارباب. موهام رو گرفت و از زمین بلندم کرد. کشوندم سمت اتاق خواب و خمم کرد گوشه تخت. پرسید حموم کجاست؟ با تعجب نگاهش کردم. دوباره پرسید حموم کجاست؟ تا اومدم جواب بدم گردنمو گرفت. گفت دوست نداره یه سوال رو دو بار بپرسه. سریع با دستم در حموم رو بهش نشون دادم. صدای شیر آب رو شنیدم. داشت وان رو پر آب می کرد. اومد توی اتاق. بهم گفت به پشت بخوابم. به پشت خوابیدم. سرم رو گذاشت لبه تخت، جوری که سرم از لب تخت آویزون بود. تو همون حالت کیرشو گذاشت تو دهنم. محکم تا ته حلقم فرو کرد. راه تنفسیم بسته شده بود و نمیتونستم نفس بکشم. از طرفی داشتم عق میزدم، کیرش واقعا بزرگ بود. واقعا داشتم خفه می شدم. دست و پا می‌زدم اما فایده نداشت. سرمو محکم نگه داشته بود. ولم کرد و اجازه داد نفس بکشم. اما فقط برای چند ثانیه. دوباره کیرش رو فرو کرد. این دفعه محکمتر. اشک از چشمام میومد و حس خفگی داشتم. اینقدر تکرار کرد که دیگه حتی نمیتونستم چشمامو باز نگه دارم. احساس میکردم الاناست که واقعا خفه شم. کشید بیرون و بلند ناله کرد. گفت تکون نخور و خودش دوباره رفت سمت حموم. وقتی برگشت موهامو گرفت و منو کشوند تو حموم. به زمین اشاره کرد. زانو زدم. از جیبش دستبند در آورد و دستام رو از پشت بست. بلندم کرد و مجبورم کرد لب وان خم شم. وان پر آب شده بود. کم کم داشتم میفهمیدم که میخواد باهام چیکار کنه. قلبم تند تند میزد. از گوشه چشمم دیدم که داره لخت میشه. اومد سمتم، موهامو گرفت و سرم رو فرو کرد زیر آب. شوکه شده بودم. داشتم تقلا میکردم و همزمان حواسم بود که آب توی بینیم نره. یک دفعه احساس کردم کیرشو محکم فرو کرد داخل کصم. زیر آب جیغ زدم و کلی آب رفت توی دهنم. واقعا داشتم خفه می شدم. از آب آوردم بیرون و شروع کرد به محکم تلمبه زدن. موهام رو می‌کشید و محکم تلمبه میزد. با هر ضربه بدنش پرت میشدم جلو اما موهام رو میکشید و برمیگشتم سر جام. لبه وان استخون لگنم رو اذیت می کرد. تنفسم نرمال شده بود که دوباره سرمو فرو کرد زیر آب. تلمبه زدن هاش محکمتر شد. نمیتونستم نفس بکشم. از طرفی درد داشت و از طرف دیگه حشری شده بودم. اینقدر زیر آب نگهم میداشت تا تموم بدنم بلرزه و بعد اجازه می داد نفس بکشم و دوباره سرم رو زیر آب فرو میکرد. دفعه آخر اینقدر زیر آب موندم که چشمام سیاهی میرفت. از کمرم گرفت و بلندم کرد. چسبوندم به دیوار و شروع کرد تلمبه زدن. همين که میتونستم نفس بکشم خیلی خوب بود. بدنم خیس بود و سردم شده بود. صدای ناله هاش بلند شد و ارگاسم شد. حوله رو پیچید دور بدنم و کمکم کرد خودمو خشک کنم. به زور ایستاده بودم. بلندم کرد و منو برد توی اتاق خواب.


نوشته: شراره


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی سکس خشن, ارباب و برده, بى دى اس ام از سایت سکسی خفن ایران 69