داستان سکسی اسپنک و ديپ تروت (٢) از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی اسپنک و ديپ تروت (٢)


صبح كه بيدار شدم ديدم پسر آلمانيه تكست داده كه من خيلى عذاب وجدان دارم بابت اين كه بار اول اونطورى رفتار كردم. و دوست دارم از اين به بعد ملايمتر باشيم حتى پيشنهاد ddlg داد. گفتم نه و بهتره اگر سافت پلى و ddlg ميخواد ديگه همو نبينيم. بعد با خودم فكر كردم خدايى اين به من با اين قيافه بگه ليتل گرل خندش نميگيره؟ خودم از فكرش خندم گرفت. تا شب رفتم سراغ كار و زندگيم و بعد دوباره تيندر. با يه پسر ٣٩ ساله مچ شدم. ١٨ سال از خودم بزرگتر. تو همون شروع مكالمه از فتيشاش گفت. داميننت بود و به شدت ساديستيک و عاشق سكس خشن. هيكلش عالى بود. نميدونستم كجاييه تا خودش گفت اسلاوه. چند روز با هم درباره فتيشامون و موضوعات ديگه حرف زديم تا اين كه يه ويدئو فرستاد. بهش گفته بودم نايف پلى يا بازى با چاقو رو دوست دارم. يه چاقو گرفته بود جلوى سينه لختش و دستش رو ميكشيد روى چاقو. براى كسى كه نايف پلى دوست داره اين ويدئو واقعا تحريک كنندست. گفت وقتى با هم تو تيندر مچ شديم سفارشش داده و امروز رسيده. توضيح داد كه چجورى ميشه ازش استفاده كرد و من واقعا خوشم اومده بود. بالاخره قرار شد ببينمش. لانژرى مورد علاقمو پوشيدم و جوراب تورى تا روى زانو. روى اونا هم يه يقه اسكى قرمز با شلوار مخمل مشكى. براى شام (نترسيد قرمه سبزى نپختم) غذاى مكزيكى پختم و منتظر موندم تا بياد. بالاخره صداى زنگ در اومد. ٢٠ دقيقه دير رسيده بود. با خودم فكر كردم اگر من داميننت بودم پدرشو سر تاخيرش در مياوردم ولى متاسفانه اون داميننته. درو باز كردم. به چهرش اصلا نميخورد ٣٩ ساله باشه. چشماش خيلى نافذ و تيره بودن. استخوناى فک و گونش زده بود بيرون و ريش چكمه اى داشت. تيپ لباس پوشيدنش كلاسيک بود. قدش نزديک دو متر بود و وقتى خواست بغلم كنه كلى خم شد. يه كيف شبيه كيف سامسونت هم همراهش بود. لباساش رو دم در آويزون كرد و شام خورديم. از دستپختم خوشش اومده بود. كلى درباره سينما حرف زديم و سورپرايز شده بود از اطلاعاتى كه داشتم. بعدش كم كم رفتيم سمت اتاق خواب. اول فقط روى تخت بغلم كرده بود و حرف ميزديم. بعد آروم رفتم سمتش و خواستم لب هاشو ببوسم كه خودشو كشيد عقب. بدون هيچ حرفى شروع كرد لباسام رو در آوردن. به لباس زيرم كه رسيد يه لبخند كج توى صورتش ديدم. انگار لانژريم رو دوست داشت. يكم نگاهش كرد و بعد اون رو هم در آورد. اينجا فقط جورابام روى تنم مونده بود. پاهام رو با دستاش باز كرد و گفت تكون نخور. آروم با دستش زد وسط كصم و از اتاق رفت بيرون. كمتر از چند ثانيه با همون سامسونتش برگشت تو اتاق. نشست روى تخت و كيفش رو گذاشت روى پاش. سعى ميكردم سرک بكشم ببينم چيكار ميكنه كه با تحكم گفت نگاه نكن. روت اونور باشه. سرم رو برگردوندم. ميشنيدم كه داره از توى كيف دنبال يه چيزى ميگرده. كيف رو بست و گذاشت سر جاش. دستور داد كه برگردم. ديدم توى دستش يه پدل چرميه. فكر كردم ميخواد اسپنكم كنه ولى حدسم اشتباه بود. اولين ضربه پدل محكم روى كصم فرود اومد. تازه شيو كرده بودم و كصم واقعا حساس بود. بى اختيار تكون خوردم و پاهامو بستم. گردنم رو با دست گرفت, صورتش رو آورد نزديک صورتم و گفت تكون نخور. گردنم رو براى چند ثانيه فشار داد. اسمش رو صدا كردم. صورتش رو آورد دم گوشم و گفت توى اتاق خواب اسم من مستره. گفتم بله مستر. گردنم رو فشار داد و گفت خوبه. دومين ضربه پدل رو زد. دوباره تكون خوردم. گفت انگار بايد يه كار ديگه بكنم. نشست وسط پاهام و پاهام رو دور خودش باز كرد. اينطورى امكان نداشت پاهامو ببندم و از طرف ديگه هم تسلطش روى ضربه ها بيشتر بود. بالاى كصم رو با انگشتاش كشيد و ضربه سوم رو محكمتر زد. كصم داغ شده بود و كليتوريسم تير ميكشيد. آروم ناله كردم. خم شد روم و لب هامو بوسيد. آروم لب پايينش رو گاز گرفتم و خنديدم. انگار از اين رفتارم خوشش نيومد. ضربه چهارم پدل رو زد. ناله هام اتاق رو پر كرده بود. دردش زياد بود, اما واقعا حشرى شده بودم. دوباره شروع كرد به بوسيدنم و بله, دوباره لب پايينش رو گاز گرفتم. اعتنايى نكرد و به بوسيدنم آماده داد. يه انگشتش رو وارد كصم كرد. انگشتش واقعا بلند بود. انگشت دوم رو وارد كرد و بعد انگشت سوم. بعد شروع كرد به محكم دستش رو تكون دادن. انگشتاش به ته واژن و جى اسپاتم ميخوردن و يه تركيب عجيبى از درد و لذت بود. اينقدر ادامه داد كه ناله هام به نفس نفس زدن تبديل شدن. ميدونست كه تو اين لحظه كيرشو ميخوام. لباساشو در آورد. محو اندامش شده بودم. انگار تراشيده بودنش. نميتونستم كيرشو ببينم. دو تا دستش رو انداخت زير كمرم و كيرش رو محكم فرو كرد. ميخواستم جيغ بزنم, اما لباش رو گذاشت رو لبام و صدام رو خفه كرد. دو تا دستام رو با دستاش دو طرف بدنم نگه داشت و خيمه زد روم. با وحشيانه ترين حالت ممكن شروع زد به تلمبه زدن. كيرش ميخورد به ته كصم و واقعا درد داشت. سايزش براى من خيلى بزرگ بود. بلند ناله ميكردم و تقلا ميكردم كه از زيرش فرار كنم اما زورم اصلا بهش نميرسيد. انگار كه تقلا كردنام بيشتر حشرى كرده باشتش, محكمتر ميكرد. تكون ميخوردم, تقلا ميكردم و ناله ميكردم و ميلرزيدم. هر بار كه كيرشو تا ته فرو ميكرد دردش تو كل وجودم پخش ميشد. شروع كردم به التماس كه بس كنه, انگار منتظر همين بود. تمومش كرد. دوباره رفت سمت كيفش و ويبراتور رو در آورد. ويبراتور رو گذاشت روى كصم و گفت هر وقت نزديک ارگاسمم بود بهش بگم. اينقدر حشرى شده بودم كه بعد از ٢ دقيقه داشتم بهش التماس ميكردم كه بذاره ارگاسم شم. بالاخره اجازه داد و ارگاسم شدم اما ويبراتور رو بر نداشت. تكون ميخوردم, جيغ ميزدم و بهش التماس ميكردم كه تمومش كنه اما فقط ويبراتورو بيشتر روى كليتوريسم فشار مي داد. بعد از چند دقيقه تمومش كرد. تازه داشتم نفس ميكشيدم كه دوباره اومد روم. كيرشو دوباره تا ته فرو كرد. به خاطر ارگاسمم تنگتر شده بودم و بيشتر درد ميكشيدم. شروع كرد محكمتر از قبل تلمبه زدن. شروع كردم به التماس كه تمومش كنه. دردش قابل تحمل نبود. با خونسردى تمام نگاهم ميكرد, دستامو به تخت فشار مى داد و تلمبه ميزد. چشمام داشت برميگشت و ديگه حتى ناى ناله كردن نداشتم كه تلمبه هاش محكمتر شد. فهميدم داره ارگاسم ميشه. چند تا تلمبه محكم ديگه زد و افتاد روم. تنش خيس عرق بود. بالاخره تموم شد. دستامو ول كرد و پتو رو كشيد روم. خودش رفت بيرون اتاق. وقتى برگشت دو تا ليوان آب آورده بود. سرم رو آروم از روى بالش بلند كرد و كمكم كرد آب بخورم. پرسيد حالت خوبه؟ سرمو به علامت تاييد تكون دادم. از پشت بغلم كرد و شروع كرد موهامو نوازش كردن. آروم گردنم رو ميبوسيد. وقتى نفس كشيدنم نرمال شد پرسيد لذت بردم يا نه. گفتم آره و دستش رو بوسيدم. سرش رو برد توى گردنم و محكمتر بغلم كرد. گفت معنى اسمم رو سرچ كرده و ميدونه يعنى چى و به نظرش خيلى بهم مياد. دوتايى خنديديم.


ادامه…


نوشته: شراره

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی سکس خشن, ارباب و برده, بى دى اس ام از سایت سکسی خفن ایران 69