داستان سکسی آموزش رانندگی از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی آموزش رانندگی


خاطره ای که میخوام براتون بنویسم مربوط میشه به تقریبا ۷ سال پیش
من مجید هستم الآن ۳۲ سالمه.قدم ۱۷۵ و وزنم ۶۸ کیلو.پوستم سفیده و ظاهرم معمولیه.
خاطره ای که میخوام براتون بگم از خانمیه که ۳ سال از خودم بزرگتر بود و توی یه آموزشگاه رانندگی مشغول بود
من یه کارگاه دارم که هر روز صبح ساعت ۷ پامیشم و میرم سر کار.یه روز از این روزها که کار بانکی داشتم و مجبور شدم برم به یه قرض الحسنه که یکم راهش از کارم دور بود تو راه برگشت تقریبا ساعتهای ۸ بود که تا رسیدم سر کوچه ی کارگاه با یک ماشین آموزش رانندگی که داشت کارآموزشو از داخل کوچه بیرون میاورد روبرو شدم و چون من بهشون راه دادم که اونا بتونن راحتتر و بدون مشکل از کوچه بیان بیرون خانمی که کنار دست راننده بود با دست از من تشکر کرد و بنده هم با بوق زدن متقابلا از اونها تشکر کردم.چند روزی گذشت و یک روز وقتی بار مشتری رو تحویل دادم و درحال برگشت به کارگاه بودم وقتی پشت چراق قرمز بودم دیدم همون خانم کنارم ترمز زد .یه لحظه تا نگاه کردم دیدم که همون خانمیه که اون روز برام دست تکون داد.خلاصه سلام کردم اونم با گرمی جواب سلاممو دادو ازشون درخواست شماره کردم برای کلاس خصوصی مثلا که ایشون هم شمارشون و بهم دادن و منم یه تک زدم روی گوشیشون و راه افتادیم.شب که از کار اومدم یهو یادش افتادم و یه پی ام بهش دادم و سلام کردم که اون هم جوابمو داد و کلی باهم صحبت کردیم و ازش تعریف که اگه اطرافیانم کسی خواست بیاد آموزش باهاتون هماهنگ میکنم و از این حرفا و خداحافظی.
خلاصه یک هفته ای به همین منوال طی شد و یکم باهم صمیمی شدیم و ازش خواستم یبار بیاد باهم بریم بیرون ناهار که اولش میگفت که نمیخواد مزاحمم بشه و براتون زحمت میشه و از اینجور حرفا که خلاصه راضی شد.در ضمن توی پیامهایی که به هم میدادیم دیگه قربون صدقه ی همدیگه میرفتیم و آخراش دیگه برا همدیگه بوس میفرستادیم.خلاصه چند روز بعد قرار گذاشتیم رفتیم یه رستوران خوب ناهار خوردیم و بعد که اومدیم بیرون بهش گفتم که کجا میری که گفت وقتم آزاده تا عصر که بهش گفتم بریم یه جایی که تنها باشیم که اونم قبول کرد.البته قبلا مقدمه چینی هاش توی پیامهامون شده بود.
از خانم راننده بگم که اسمشون مریم بود و تقریبا ۱۷۰ قد و۷۰ وزن یه صورت تقریبا گرد باسینه های هشتاد و کون برجسته با یکم چاشنی شکم وتقریبا سبزه که خیلی خوشکل نبود ولی تو دل برو و دوست داشتنی بودکه دوسال قبل از شوهرش جدا شده بود وبه خاطر مشکلات مالی آموزشگاه کار میکرد.
خلاصه منو مریم خانم رفتیم خونه ی یکی از دوستام که قبلا کلید رو ازش گرفته بودم.یه خونه دو طبقه که یه طبقش خالی بود .خلاصه رفتیم بساط مشروب رو ردیف کردم و یه قوطی ویسکی باز کردیم و خوردیم.چون جفتمون زیاد اهل مشروب نبودیم زود مست شدیم و افتادیم توی بغل همدیگه.خلاصه شروع کردیم به قربون صدقه ی همدیگه که یهو لبهامون توی هم قفل شد و شروع کردیم به لب گرفتن و خوردن لبهای همدیگه.مریم خیلی وارد بود طوری بعضی وقتا احساس میکردم زبونمو الانه که بکنه.کم کم دستم رفت روی سینه هاشو از روی لباس اونارو میمالیدم.یکم که اونارو مالیدم مریم شروع کرد به در آوردن لباسای من و منم متقابلا در آوردن لباسای اون.واقعا بدن خوبی داشت سینه های تقریبا سفت داشت با وجود اینکه یه بچه داشت که بعد بهم گفت بخاطر ورزش کردن بوده و قبلا خیلی چاقتر بوده و حالا وزنش بهتر شده.خلاصه افتادم تو بغلش و شروع کردم به خوردن گردن و سینه هاش و با یه دستم هم کسشو میمالیدم .تقریبا یه ربعی بود این کارو میکردم که مریم اومد نشست جلوی من وشروع کرد به خوردن کیر من که تقریبا ۱۸ سانته و معمولیه.یکی دو دیقه ای که خورد خوابید روی زمین و من هم خوابیدم روی اون ودوباره شروع کردم به خوردن گردن وسینه اهش و با کیرم میمالیدم روی کوسش که دیگه حسابی خیس شده بود.چند دیقه ای که این کارو کردم حسابی حشری شده بود و خواهش میکرد و میگفت بسه دیگه منو بکن.منم که دیگه حسابی حشری شده بودم گذاشتم روی کوسش و آروم فرو کردم داخل کوسش که خیلی هم تنگ بود.یکم نگه داشتم و شروع کردم به تلمبه زدن و در عین حال خوردن لب و سینه و گردن.حدودا سه چهار دیقه ای گذشت و صدای هر دومون بلند شده بود که یه لحظه مریم بدنش منقبض شد و چند ثانیه ای نفسشو حبس کرد و یه آه کشید که متوجه شدم که ارضا شد.یه چند لحظه ای صبر کردم که حاش جا بیاد و دوباره شروع کردم ولی اینبار با سرعت بیشتر که صدای برخورد بدنمون کل اتاقو پر کرده بود.چند دیقه ای اینجور گذشت که تقریبا خیس عرق شده بودم که بهش گفتم برگرد و داگی استایل شو و اونم همینکارو کرد.یه کون بزرگ که خیلی خوش فرم بود روبرو بود.از عقب فرو کردم داخل کسش و افتادم روش و در عین حال سینه هاشو میمالیدم و عقب جلو میکردم که بهش گفتم من از عقب میخوام که گفت نه نمیتونه و درد داره که بهش گفتم امتحان کنیم و بعد از کلی صحبت قبول کرد ولی به شرطی که اگه درد داشت ادامه ندم و منم قبول کردم.رفتم از کشو یدونه لوبریکانت آوردم براش زدم که هم لیز بشه هم دردش کمتر باشه و بعد یکم ور رفتن با سوراخش سرش رو کردم تو یه یکم آخ و اوخ کرد که بهش گفتم خودتو شل کن و اونم خودشو شل کرد که با یه فشار همشو جا کردم که میخواست فرار کنه که من محکم بغلش کردم که میگفت خیلی درد داره .بهش گفتم یکم تحمل کن اگه بهتر نشد درش میارم.حدودا ۳۰ ثانیه ای اونجوری بود که ژل کار خودشو کرد و تقریبا دردش کم شد و سوراخش جاباز کرد و من شروع کردم به تلمبه زدن و در عین حال مالیدن سینه هاش.تو آسمونا بودم و خیلی بهم حال میداد که یه لحظه احساس کردم داره آبم میاد و همشو خالی کردم توی کونشو ول شدم روی کمرش.بعسد همدیگه رو بغل کردیم و یه ساعتی توی بغل هم خوابیدم و بعد از بیدار شدن با هم رفتیم حمام که توی حمام دوباره برام خورد منم یه دفعه دیگه از عقب کردمش و اومدیم بیرون لباس عوض کردیم و اومدیم.از اون روز تقریبا تا سه سال پیش که دوباره ازدواج کرد ما تقریبا هفته ای دو سه بار باهم سکس داشتیم.بعد از ازدواج کردنش دیگه بهش زنگ نزدم و ازش خواستم بره سراغ زندگیش اونم دیگه خبری ازش نشد.
امیدوارم که از این خاطره من خوشتون اومده باشه.ممنون که میخونید.


نوشته: مجید


 

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی دوست دختر از سایت سکسی خفن ایران 69